أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

30

قانون ( فارسى )

است كه اين رطوبت زيادى در نمو تاثير دارد و اين تجربه مبتنى بر نرمى استخوان و عصب است و قياسى است و اين قياس ما نزديك‌تر بودن دورهء عمر خردسالى به مرحله منى و روان بخارى است . در خردسالان و جوانان مزاج آتشين برابر است ؛ مزاج هوائى و آبى در خردسالان بيشتر ، مزاج خاكى در نوپيران و پيران افزون‌تر و در پيران بيشتر از نوپيران است . اعتدال مزاج جوانان بيشتر از اعتدال مزاج خردسالان است ولى جوان در مقايسه با خردسالان خشك‌مزاج‌تر و در مقايسه با پيران و نوپيران گرم‌مزاج‌تر است . مزاج اندام‌هاى اصلى در پيران نسبت به نوجوانان و نوپيران خشك‌تر و به علت وجود رطوبت بيگانه‌اى كه ترىبخش است از آنها رطوبىتر است . اينك درباره جنس زن و مرد : مزاج جنس ماده از مزاج جنس نر سردتر است و همين امر موجب مىگردد كه در خلقت از موجود نر ضعيف‌تر باشد . مزاج جنس ماده از جنس نر رطوبىتر است . مادينه بسبب سردمزاجى ، ماده دفعى بيشتر دارد و گوشت او بواسطه ورزيدگى كم ، نرم‌تر و شل‌تر است . گوشت مرد به لحاظ تركيب با آميزه‌هاى خود گرچه مادهء گوشتى كمترى دارد و هرچند گوشت مرد متراكمتر از گوشت زن است ولى بسبب رگ‌ها و رشته‌هاى عصبى كه در آن نفوذ كرده‌اند سردتر از گوشت زن است . مردم سرزمين‌هاى شمالى از مردم ديگر ترمزاج‌تر هستند ، پيشه‌وران محيط آبى در اين ترمزاجى بالاترند ، در سرزمين‌هاى مقابل آن ، مزاج‌ها بر خلاف شمالىها است . از اين ببعد علائم و نشانه‌هاى مزاج‌ها را به صورت كلى و جزئى ذكر خواهيم كرد . تعليم چهارم : دربارهء اخلاط اين تعليم در دو فصل بيان مىشود : فصل اول : چگونگى خلط و انواع آن خلط « 52 » ماده‌اى است مرطوب و روان . غذا در نخستين مرحله به خلط تبديل مىشود و آن چند بخش دارد :

--> ( 52 ) - ( Humor - Humour ) مايعى است بر چهار نوع : خونى ، بلغمى ، صفراوى زرد و صفراوى سياه ( سودائى ) ( فرهنگ Webster ، جلد اول ، صفحه 413 ، چاپ 1970 ، امريكا ) . پاولف فيزيولوژيست شهير شوروى در انسان چهار نوع خلط يافته است كه دقيقا با اخلاط دموى ( خونى ) ، بلغمى ، صفراوى و سودائى ( صفراى سياه ) متقدمين مطابقت دارد . براساس نظر پاولف تحريك ضعيف و منع ضعيف بيان‌كننده نوع سودائى ضعيف است .